گفتار "زرتشت"

ای مردم نباید به سخنان و حکم دروغ پرستان گوش دهید. زیرا آنها جان و مال و شهر را دچار احتیاج و فساد می کنند.
پس آنها را از خوتان برانید.
به آن کسی گوش کنید که از راستی برخوردار است.
بنام اهورا مزدا

ای مردم نباید به سخنان و حکم دروغ پرستان گوش دهید. زیرا آنها جان و مال و شهر را دچار احتیاج و فساد می کنند.
پس آنها را از خوتان برانید.
به آن کسی گوش کنید که از راستی برخوردار است.

سخنان زرتشت :
ای خدای دانا، تو كه همواره آیین ِ راستی و منش ِ نیك را استوار داشته ی، مرا چنان بیاموز كه اندیشه های خردمندانه و گفته های زبانِ تو را بازگو كنم. خواستم آموزش هایی است كه از آنها بهترین زندگانی پدید آمده است.
*********************************
ای خداوند جان و خرد، كسانی را كه نیكوكار و نیك اندیش و بر راهِ راستی و درستی می بینی، كامروا ساز، نیك میدانم كه هیچ نیایشی نیست كه از جان و دل برآید و بی پاسخ بماند.
*********************************
ای كه بهترین هستی و با بهترین راستی هماهنگ هستی، با مهر و دلبستگی، بخششهای نیك منشی و درست اندیشی را برای خود و فرشوشتر رادمرد و دیگر یاران برای همیشه میخواهم.
*********************************
ای خدای دانا، با بودن این بخششها، از ما كاری سر نزند كه تو و راستی و بهترین اندیشه را بیازاریم. ما همه با هم شما را می ستاییم زیرا شما را كه پیشبرندگان توان هستید، سزاوار ستایش میدانیم.

نوروز _ زيبا ترين جشن در آيين زرتشت
جشن نوروز بزرگترين ، برجسته ترين ، ويژه ترين و باشكوه ترين يادگار ايرانيان از روزگار باستان تا به امروز است. بيشترين ارزش اين جشن را ميتوان در آن دانست كه با پشت سر گذاشتن فراز و نشيبهاي گوناگون چون كوهي استوار از هجمه ها و حمله هاي يونانيان ، تركها ، مغولها و اقوام وحشي عرب جان به در برده و با روح و احساس مردم اين سرزمين چنان سرشته شده است كه همه ساله در ژرفاي دل و جان و روان خود چشم به راه فرا رسيدن آن هستند.
طبق عقايد زرتشتيان ماه فروردين به " فراوشي " اشاره دارد و دنياي مادي را در آخرين روزهاي سال دچار تحول ميكند.
جشن نوروز از رسوم باستاني و ملي ايرانيان ميباشد. جزييات چگونگي اين جشن تا دوره هخامنشيان بر ما پوشيده است. در اوستا كتاب مقدس زرتشتيان نيز هيچ اشاره اي به آن نشده است. تنها اطلاعات اندكي مربوط به دوره ساسانيان در اين باره وجود دارد.
اي اهورامزدا
تو را سپاس ميگوييم
و تو را به نيايش مي ايستيم
و با تمامي انديشه هاي نيك
و با تمامي گفتارهاي نيك
و با تمامي كردارهاي نيك
به تو نزديك ميشويم.
يکي از سنت هاي باستاني ايرانيان برگزاري جشن چهارشنبه سوري بوده که شب چهارشنبه آخر هرسال، ايرانيان در همه شهرها با برپايي آتش، مراسم باشکوهي برگزار مي کردند. اين آيين از آن جهت به غروب آخرين سه شنبه (شب چهارشنبه) موکول شده است که زرتشت، با رسيدگي حساب هاي گاهشماري به تنظيم و تدوين دقيق تقويم توفيق يافت و آن سالي بود که تحويل سال به سه شنبه اي مصادف شد که نيمه آن سه شنبه تا ظهر، جزئي از سال کهنه و نيمه بعدازظهر جزو سال نو به حساب آمد و چون آغاز هر روز را در نيمه شب همان روز مي دانستند، بنابراين فرداي آن سه شنبه را نوروز شناختند و شبش را جشن گرفتند و آتش افروختند و از آن پس آن شب را چهارشنبه سوري قرار دادند. به يک عقيده ديگر ايرانيان مراسم آتش افروزي در آستانه سال نو را پس از قبول اسلام، در آخرين چهارشنبه سال قرار داده اند، تا از عقيده اعراب پيروي کرده باشند که روز چهارشنبه يا يوم الاربعا» را شوم و نحس مي دانستند. درمورد وجه تسميه «چهارشنبه سوري» عقيده دارند، به مناسبت آتش افروزي، آن شب را «سور» (سرخ) ناميده اند. در مطلب زير که بررگفته از کتاب فرهنگ مردم است آداب چهارشنبه سوري آمده است.
آداب چهارشنبه سوري
آداب اصلي چهارشنبه سوري در سراسر مناطق ايراني نشين يکي است ولي در برخي از شهرها سنت هاي کوچکي به آن اضافه شده و بر شيريني و زيبايي آن افزوده است; اين آداب و سنت ها به طور خلاصه چنين است:
- آتش افروزي: زيباترين و قديمي ترين آداب مربوط به چهارشنبه سوري، برافروختن آتش و جستن از روي آن است. اين کار عصر سه شنبه آخرسال که فردايش چهارشنبه است انجام مي شود. بايد اشاره کرد که تمام آداب و سنت هاي چهارشنبه سوري، در شب چهارشنبه آخر سال برگزار مي گردد. آتش را در حياط خانه و يا در کوچه و يا يک ميدان باز و با گذاردن سه کپه (بوته) روشن مي کنند و در حين جستن از روي آن مي خوانند: «زردي من از تو/ سرخي تو از من» به اين معنا که بيماري ها و ناخوشي ها را به دور مي ريزم و سلامتي و تندرستي تو را در خود مي گيرم. پس از سوختن بوته ها، خاکستر باقيمانده را جمع مي کنند و کنار ديوار مي ريزند و کسي که خاکستر را بيرون ريخته بايد در بزند و از درون خانه از او بپرسند: «کيه؟» و او جواب بدهد: «منم.» بعد از او بپرسند: «از کجا آمده اي؟» و او جواب دهد: «از عروسي.» سپس از او بپرسند: «چه آورده اي ؟» و او بگويد: «تندرستي.»
- کوزه شکني: يکي ديگر از مراسم مخصوص چهارشنبه سوري آن بوده که کوزه کهنه اي را برمي داشتند و در آن مقداري نمک و ذغال و سکه ده شاهي مي انداختند و هر يک از افراد خانواده يک بار کوزه را دور سر مي چرخاند و نفر آخري آن کوزه را از پشت بام، به کوچه مي افکند و مي گفت: «درد و بلاي ما بره توي کوزه و بره توي کوچه.»
- فالگوش: از ديگر مراسم مربوط به چهارشنبه سوري، فالگوش ايستادن است; بدين معني که کساني که حاجتي دارند، نيت مي کنند و سر چهارراه يا در معبري فالگوش مي ايستند و به حرف نخستين عابري، که از کنارشان مي گذرد توجه مي کنند و هر کلام که از دهان او درآيد در استجابت مراد خود به فال بد يا خوب مي گيرند، اگر گفته عابري موافق با آرزوي صاحب حاجت باشد آن آرزو را برآورده شده مي دانند. بعضي ها به جاي رفتن به چهارراه و معابر، اين کار را در پشت در اتاق هم انجام مي دهند و نخستين سخني که از پشت در اتاق شنيدند را به فال بد و يا خوب در اجابت حاجتشان فرض مي کنند.
- آجيل چهارشنبه سوري: رسمي که از قديم در ايران متداول است، تهيه و خوردن آجيل چهارشنبه سوري است. اين آجيل شور و شيرين، مانند آجيل مشکل گشاست; يعني علاوه بر مواد اصلي بو داده شور و شيرين، مانند آجيل، برگه هلو و زردآلو، قيسي، کشمش سبز، مويز، باسلق، پسته و بادام، فندق بو نداده، نقل، شکر، پنير، و مغز گردو هم اضافه مي کنند. تهيه اين آجيل را براي استجابت يک مراد نذر مي کنند. خوردن اين آجيل در شب چهارشنبه سوري، به اعتقاد مردم باعث شگون و خوش يمني است.