تبليغاتX
ايران باستان

ايران باستان

بنام اهورا مزدا

 

آيا ميدانيد :

كلمه تخت جمشيد واقعي نيست و تنها يك نام براي محفوظ ماندن كاخهاي داريوش بزرگ است تا از دست ويرانگر سپاه اسلام به دور بماند .

تخت جمشيد در لغت به معني محل تاجگذري و تخت شاهنشاهي جمشيد شاه پيشدادي كه به مقام والايي مهر ايزدي رسيده بود و در نزد جهان آن روزگار در  6000سال پيش ارزش و مقام بزرگي داشته است .

به همين دليل كاخ هاي داريوش بزرگ نام حقيقي اش شهر پارسه است و يوناني ها آن را پرسپوليس ناميدند به معني پرس = پارسه - پارس + پوليس =شهر و در كل به معني شهر پارسه ناميدند و تخت جمشيد تنها يك نام رويايي است كه پس از ورود اسلام به ايران روي آن گذاشته شد تا سپاه ويرانگر اسلام آنرا مورد هجوم قرار ندهد .

همانطور كه آرامگاه كورش بزرگ را ايرانيان تغيير نام دادند و نام مقبره مادر سليمان را روي آن گذاشتند . يا نمونه ديگر تخت سليمان كه هيچ مفهوم تاريخي ندارد و در اصل آتشكده آذرگشنسب نام داشته و تنها براي محفوظ ماندن اين مكانها از دست اعراب بدوي و شتر سوار مردم باهوش ايران نام اين مكانهاي ارزشمند را تغيير دادند .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/05/15ساعت 19:20  توسط احسان  | 

                                               

آِيا ميدانيد :

 فيلسوف ايراني زرتشتي "ابن المقفع" توسط مسلمانان حاكم بر ايران تكه تكه شد . ابن المقفع نامش پيش از اينكه به ظاهر مسلمان شده باشد روزبه بوده است . ولي از شدت خفقان و فشار مذهبي اسلامي در آن دوران خود را به ظاهر مسلمان مي نامد ولي در باطن زرتشتي اصيل بود . نام پدرش دادويه بود و از شهر اردشير خوره( فيروز آباد كنوني ) بود . وي دانشمندي بزرگ بود كه كتابهاي كليله و دمنه - سيرت انوشيروان - خداي نامه - كتب ارسطو و . . . را به عربي و فارسي ترجمه نمود . مورخين گفته اند روزي او از كنار درب مهر ) آتشكده اي ( عبور ميكرد و به زبان بلند شعري خواند :

 

اي خانه مهر گر شدم از تو برون - با چشمي اشكبار و قلبي پر خون

 

سوگند به خاك درت اي درگه مهر - تن بردم و دل نهادم آنجا به درون

 

اين شعر وي را عده اي شنيدند و به خليفه تازي حاكم بر ايران خبرش را رساندند و وي دستور داد كه او را تكه تكه كنند به اين صورت كه نخست دست اش را بريدند و سپس پاهايش را بريدند آنگاه دستهاي و پاهاي بريده را در جلوي ديدگان ابن المقفع در آتش انداختند و سوزاندند و سپس بدنش را با خنجري پاره پاره كردند . اين بزرگ مرد ايران در سال 143 هجري در سن36   سالگی تكه تكه شد ولي خاطره اش هميشه جاويد است .

 

+ نوشته شده در  جمعه 1386/05/12ساعت 16:39  توسط احسان  | 

 

       

 

آيا ميدانيد :

اولين بار پرسپوليس به دستور داريوش بزرگ به صورت ماكت ساخته شد تا از بزرگترين كاخ آسيا شبيه سازي شده باشد كه فقط ماكت كاخ پرسپوليس 3 سال طول كشيد و كل ساخت كاخ ۶۵ سال به طول انجاميد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/05/11ساعت 12:25  توسط احسان  | 

نکته:

اگر اروپا در سده 15 ميلادی، در برابر کورگرايی و اختناق کليسای مسيحيت، ريشه و بن خودرا در فرهنگ يونان باستان و روم جستجو کرد و ا نقلاب رنسانس (رستاخيز) را براه انداخت و بدوران روشنگرايی رسيد، ايران و کشورهای آسيای ميانه با داشتن يکی از درخشانترين فرهنگهای باستانی تاکنون نتوانسته اند رستاخيز نوسازی در فرهنگ و جهان بينی و زندگی مردمان خود بوجود بياورند.

ما به اين باوريم که برای براه انداختن چنين رستاخيزی چاره ديگری نيست جز اينکه همانند اروپا به دل تاريخ خود برويم و ارزشهای فرهنگی ، نمادين و انسانگرايی آنرا که در زير خروارها خاکستر تاريخ مدفون شده اند بيرون بکشيم، آنها را از گرد و خاک زمانه پاک کرده و به این زمان بياوريم و هويت و فرهنگ خود را باز سازی کنيم. تا زمانی که اين نوسازی هويتی و فرهنگی انجام نگيرد بيچارگی فرهنگی پا بر جا خواهد ماند وزمينه را برای هر گونه کورگرايی و پسماندگی فردی و اجتماعی آماده خواهد کرد.

يک برسی ساده در ساختار فرهنگی کشورهای نامبرده نشان ميدهد که جهان بينی زرتشت که مدت 1300 سال با شکلهای گوناگون اين بخش از جهان را زير پوشش خود گرفته بود هنوز در دل مرمان اين سرزمينها زنده است و آتش آن سوسو ميزند. اگر در سده هفت ميلادی با يورش عربهای مسلمان به ايران فرهنگ ايرانی در هم شکست و جهان بينی زرتشت که هنوز کمی از آن پا بر جا مانده بود به دست فراموشی سپرده شد، در اروپا هيچگاه پژوهش و علاقه در باره انديشه زرتشت کم نشد.

امروز هزاران کتاب و نوشتار پژوهشی و علمی در باره جهان بينی زرتشت در دست است که ما ميتوانيم از آنها در راه نوسازی يا رستاخيز فرهنگی بهره بگيريم.
+ نوشته شده در  دوشنبه 1386/05/08ساعت 18:58  توسط احسان  | 

 

 

اهورا مزدا در سخنان زرتشت «گاتاها»

 

ای خدای دانا ، با اندیشه ی نیک نزد تو می آیم ؛ مرا از راه راستی و درستی ، نیکی و بهره ی هر دو هستی ، تنی و مینوی ، را ارزانی دار  تا یارانم را به آسایش و آرامش برسانم .  (اهنود گات هات 2 )

+ نوشته شده در  یکشنبه 1386/05/07ساعت 22:6  توسط احسان  | 

مطالب قدیمی‌تر