تبليغاتX
ايران باستان

ايران باستان

بنام اهورا مزدا

ذوالقرنین ...

 

                                                

 

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم

آیه 1. و يسئلونك عن ذى القرنين قل ساتلوا عليكم منه ذكرا

و از تو، درباره «ذو القرنين‏» مى‏پرسند در پاسخ ايشان بگو: بزودى، سرگذشت او را، براى شما بازگو خواهم كرد.

آیه 2. انا مكنا له فى الارض و اتيناه من كل شى‏ء سببا

 ما او را در روى زمين قدرت و حكومت داديم و اسباب هر چيز را در اختيارش گذاشتيم.

آیه 3. فاتبع سببا

ذو القرنين از اين اسباب‏، پيروي و استفاده‏ كرد

آيه 4. حتى اذا بلغ مغرب الشمس وجدها تغرب فى عين حماة و وجد عندها قوما قلنا يا ذا القرنين اما ان تعذب و اما ان تتخذ فيهم حسنا

تا به غروبگاه آفتاب رسيد. در آنجا چنين در نظرش مجسم شد كه خورشيد در چشمه يا دريايى تيره و گل‏آلود فرو مى‏رود و در آنجا مردمى را ديد. گفتيم:اى ذوالقرنين، آيا مي‏خواهي «آنان‏» را مجازات كني‏، و يا روش نيكويي در مورد آنها انتخاب نمايي‏.

آیه 5. قال اما من ظلم فسوف نعذبه ثم يرد الى ربه فيعذبه عذابا نكرا»

ذو القرنين گفت: ما كسى را كه ستم ورزيده مجازات خواهيم كرد، سپس او به سوى پروردگارش باز مى‏گردد و خداوند او را مجازاتى شديد خواهد نمود.

آیه 6. واما من امن و عمل صالحا فله جزاء الحسنى وسنقول له من امرنا يسرا

و اما كسى كه ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد، پاداشى نيكوتر خواهد داشت و ما به فرمان خود، او را به كارى آسان واخواهيم داشت (یا دستور آسانی به او خواهیم داد).

آیه 7. ثم اتبع سببا

سپس بار ديگر از وسايلى كه در اختيار داشت استفاده كرد.

آیه 8. حتى اذا بلغ مطلع الشمس وجدها تطلع على قوم لم نجعل لهم من دونها سترا

همچنان به راه خود به طرف مشرق ادامه داد، در آنجا ديد كه خورشيد بر جمعيتى طلوع مى‏كند كه برايشان در برابر تابش آفتاب، هيچ‏گونه پوشش و سايبانى قرار نداده بوديم

آیه 9. كذلك و قد احطنا بما لديه خبرا

آرى، کار ذوالقرنين اين چنين بود! و ما به خوبى از امكاناتی (= خبری) که پیش او بود، آگاه بوديم.

آیه 10. ثم اتبع سببا

باز از وسايلى كه در اختيار داشت استفاده كرد و به قصد سفر حركت نمود.

آیه 11. حتى اذا بلغ بين السدين وجد من دونهما قوما لا يكادون يفقهون قولا

همچنان راه خود را ادامه داد تا به ميان دو كوه (= سد طبیعی) رسيد و در كنار آن دو كوه، قومى را يافت كه هيچ سخنى را نمى‏فهميدند.

آیه 12. قالوا يا ذا القرنين ان ياجوج و ماجوج مفسدون فى الارض فهل نجعل لك خرجا على ان تجعل بيننا و بينهم سدا

آن گروه به او گفتند: اى ذو القرنين، طايفه ياجوج و ماجوج در اين سرزمين فساد مى‏كنند، آيا حاضرى پولى از ما بگيرى و ميان ما و آن‏ها سدى ايجاد نمايى؟

آیه 13. قال ما مكنى فيه ربى خير فاعينونى بقوة اجعل بينكم و بينهم ردما.

ذو القرنين در پاسخ آنان گفت: آنچه پروردگارم به من در آن تمكّن داده‏، [از كمك مالي شما] بهتر است‏. مرا با نيرويي [انساني‏] ياري كنيد [تا] ميان شما و آنها سدي استوار قرار دهم.

آیه 14. اتونى زبر الحديد حتى اذا ساوى بين الصدفين قال انفخوا حتى اذا جعله نارا قال اتونى افرغ عليه قطرا

قطعات بزرگ آهن برايم بياوريد (و آنها را روي هم بچينيد) تا وقتي كه كاملاً ميان دو كوه را پوشانيد، گفت‏: (در اطراف آن آتش بيفروزيد، و) در آن بدميد تا قطعات آهن را سرخ و گداخته كرد، و گفت‏: « (اكنون‏) مس مذاب برايم بياوريد تا روي آن بريزم

آیه 15. فما اسطاعوا ان يظهروه وما استطاعوا له نقبا

[در نتيجه‏، اقوام وحشي‏] نتوانستند از آن [مانع‏] بالا روند و نتوانستند آن را سوراخ كنند

آیه 16. قال هذا رحمة من ربى فاذا جاء وعد ربى جعله دكاء و كان وعد ربى حقا

ذو القرنين در پايان كار سد گفت: اين سد خود نعمت و رحمتى از پروردگار من است، و[لي‏] چون وعده پروردگارم فرا رسد، آن [سد] را درهم كوبد، و وعده پروردگارم حق است‏.

 آیاتی چند از سوره کهف به زندگانی ذوالقرنین می پردازد.

برگرفته از سایت : http://zulqarnain.persianblog.ir

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/30ساعت 15:27  توسط احسان  | 

تعمیر سقف آرامگاه کوروش ؟؟؟؟؟

 

 

 

نقدی بر مدیریت میراث فرهنگی و شیوه مرمت سقف آرامگاه کوروش!

 

در 26 آبان ماه  خبر از تخریب سقف آرامگاه کوروش در جریان مرمت این بنا داده شد. مسئولان سازمان میراث فرهنگی و مدیر بنیاد پژوهشی پارسه در حالی این خبر را تکذیب کردند که مستندات موجود تصویری خود روایت صادقی است تا افکار عمومی در خصوص مرمت یا تخریب بودن اینگونه رفتار با میراث فرهنگی کشور به قضاوت بنشینند.

به گزارش مهر، تعداد گفتگوهای انجام شده توسط خبرگزاری مهر با کارشناسان اهل فن و مرمتگران متخصص و همچنین حجم اطلاعات و اسناد موجود در خبرگزاری جملگی حاکی از این واقعیت است که لااقل نقدهای جدی می توان به شیوه ها و ابزار بکار رفته در نحوه مرمت این اثر جهانی وارد دانست و نمی توان از نقد کارشناسان برجسته کشور در این زمینه که قطعا از ریاست سازمان میراث فرهنگی در دانش مرمت کمتر نمی دانند ، بی تفاوت گذشت.

گرچه مبنای خبرگزاری مهر درباره این موضوع شنیدن توامان حرفهای مجریان امر مرمت و منتقدان بوده و خواهد بود، اما مسئولان بنیاد پارسه هنوز در برابر سئوالات مطرح شده پاسخی قانع کننده ارائه نکرده اند و پیگیریهای مهر هم در این باره بی نتیجه مانده است.

این خبرگزاری به عنوان رسانه ای که بیطرفی و چند صدایی بودن را معیار کار حرفه ای خود در امر اطلاع رسانی شفاف قرار داده است، مجددا اعلام می کند که حاضر به شنیدن توضیح مسئولان مربوطه درباره عکسها و سایر مستندات موجود درباره نحوه مرمت آرامگاه کوروش است و از برگزاری هرگونه مناظره و جلسه نقد و بررسی در این باره نیز استقبال می کند. اما سکوت مسوولانی که باید پاسخگو باشند ، عملکرد مثبتی از آنها به تصویر نخواهد کشید.

در عین حال برای روشن شدن مبنای علمی و استنادی انتشار خبر تخریب سقف آرامگاه کوروش، برای اولین بار برخی از تصاویر مربوط به نحوه مرمت آرامگاه کوروش را منتشر می کنیم.

 

                  

تصویری از مستندنگاری نمای شمالی آرامگاه کوروش در سال 1381 که توسط بنیاد پژوهشی پارسه پاسارگاد تهیه شده است. چنانکه ملاحظه می کنید تمامی قسمتهای آرامگاه حتی کتیبه های یادگاری با روش " فتوگرامتری دستی " با مقیاس 1/1 در همان زمان ثبت شده است.

 

                               

تصویر گویای همه چیز هست. بجای تراش دادن علمی و اصولی سنگی جدید، سنگ تاریخی بنا را که از قدمتی چند هزار ساله برخوردار است با شیوه ای کاملاً غیر علمی تراش داده و تخریب کرده اند. تراشه هایی که ملاحظه می کنید متعلق به قطعه سنگی از بدنه آرامگاه است.

 

             

گویا سنگ تاریخی 2500 ساله سقف بنای آرامگاه با ابتدایی ترین شیوه ها شکسته شده و براده های آن بر روی زمین قابل مشاهده است. خدا کند اینگونه نباشد.

                 

تخریب بخشهای دیگری از سقف. همانطور که در تصویر می بینید سنگ 2500 ساله سقف آرامگاه با ابزار و شیوه ای کاملاً غیر علمی تراشیده شده است.

        

استفاده از چکش بادی برای سوراخ کردن سنگ سقف آرامگاه یکی دیگر از مواردی است که کارشناسان امر مرمت را به واکنش و انتقاد نسبت به نحوه مرمت سقف آرامگاه کوروش واداشته است.

         

در این تصویر استخوانی را می بینید که هنگام مرمت سقف و در حین تخریب بتون سقف و حرکت به سمت فضاهای خالی در درون سقف پیدا شده است. برخی از کارشناسان با توجه به فرضیه احتمال دفن کوروش در سقف آرامگاه احتمال می دهند که این استخوان به هر حال می توانسته با این موضوع ارتباطی داشته باشد.

سئوالی که این کارشناسان مطرح می کنند این است که آیا درباره این استخوان مطالعاتی انجام شده است؟ این استخوان الان کجاست؟ آیا این استخوان نمی توانسته فرضیه دفن کوروش در سقف آرامگاه را تقویت یا حتی رد کند؟

              

در این تصویر نمونه ای از نحوه بست های فلزی بکار رفته در مرمت آرامگاه کوروش را ملاحظه می کنید. چنانکه می بینید برای این کار از آهنهای معمولی که دچار زنگ زدگی هم هستند برای احیای بست ها استفاده شده است.

کارشناسان امر مرمت بر این نکته تأکید دارند که باید لااقل برای استفاده از بستهای فلزی از آهنهای استیل و روکش دار استفاده شود. از نظر آنها علت این امرنیز چگالی سرب و آهن و وضعیت قرار گیری این بست ها در معرض عوامل جوی است که خطر تاثیرات مخرب ناشی از اختلاف نوسانی حرارتی باعث می شود تا در صورت رسیدن آب به فلز، فلز دچار زنگ زدگی در درون سنگها شود و این امر خطرات غیر قابل بازگشتی برای سنگهای آرامگاه دارد.

خبرگزاری مهر در حالی این تصاویر را منتشر می کند که چندی پیش مدیر پایگاه پارسه پاسارگاد از مرمت کارشناسی شده و مناسب سقف آرامگاه کوروش خبر داده و گفته بود : خوشبختانه مرمت سقف آرامگاه کوروش کاملا دقیق و کارشناسی و مبتنی بر اصول علمی و حرفه ای انجام شده است.

محمد حسن طالبیان افزوده بود: در مرمت سقف این اثر تاریخی از سنگهای خام مشابه سنگهای به کار رفته در آرامگاه که در محوطه موزه جدید پاسارگاد موجود بود استفاده شده است.

بنا بر اظهارات مدیر بنیاد پژوهشی پارسه از آنجا که حدود 50 سال پیش و دوره " علی سامی" مرمتگر از سیمان به جای قطعات سنگی استفاده می شده به مرور زمان سیمان و سنگها از هم جدا شده بودند لذا تصمیم به مرمت آناستیلوز گرفته شد که مرمت به روش استفاده از سنگهای مشابه است و این شیوه بیش از شش دهه است که در تخت جمشید و پاسارگاد انجام می شود.

طالبیان می افزاید: مرمتگر سقف آرامگاه کوروش از سابقه ای درخشان در مرمت سنگ برخوردار است و دارای مدرک ممتاز هنری در این زمینه و آموزش دیده ایتالیا است. از این رو کار مرمت آناستیلوز این اثر را کاملا دقیق و اصولی انجام داده است.

وی تصریح کرده است به دلیل نفوذ آب باران در سقف آرامگاه کوروش، مطالعات بر روی این سقف از سه سال گذشته آغاز و مستند نگاری این اثر با شیوه های مختلفی از جمله لیزر اسکن، قبل از اقدامات مرمتی صورت گرفت.

منبع وب سایت  www.tehran.ir

متاسفم .......

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/29ساعت 16:10  توسط احسان  | 

جشن بهمنگان

                                               

 ایرانی باشیم

 

                                                      

جشن بهمنگان

 روز دوم بهمن که بهمن روز نام دارد و متعلق به امشاسپند بهمن است جشن بهمنگان نام دارد در اين روز در ديگی به نام بهمنجه آشی به نام دانگو از گندم و ماش و عدس و نخود و باقلا و انواع گوشت می پزند و مهمانی می دهند اين آش را هفت دانه نيز می گويند دکتر رجبی معتقد است که يکی از ويژگيهای جشن بهمنگان تعاونی بودن آن است و به نظر می رسد هر يک از همسايگان برای پختن آش دانگ خود را به خانه ای که آش در آن پخته می شد می داده است و به اين معنی نام آش را دانگو بکار می بردند و به اين ترتيب در آشی که فراهم می آمده است همه همسايگان سهيم بودن .انوری درباره جشن بهمنگان گويد:

بعد ما کزسر عشرت همه روز افکندی      سخن  رفتن و نا رفتن ما  در افواه

اندر  آمد  ز در  حجره من  صبحدمی         روز بهمن جه يعنی دوم بهمن ماه

ابوريحان بيرونی در کتاب التفهيم می نويسد بهمنجه بهمن روز است از بهمن ماه در اين روز بهمن سفيد(نام گياهی است)با شير خالص و پاک می خوردند و می گويند حافظه می آورد و فراموشی را ببرد اما در خراسان هنگام اين جشن مهمانی می کنند بر ديگی که اندراو از هر دانه خوردنی و گوشت حيوان حلال گوشت و تره و سبزيها وجود دارد.شاعر معروف علی بن طوسی قرن پنجم در کتاب بلغت فرس در باره بهمنجه می نويسد :بهمنجه رسم عجم است چون دو روز از ماه بهمن می گذشت بهمنجه می کردند و اين عيدی بود که در آن روز طعام می پختند و بهمن سرخ و بهمن زرد بر سر کاسه ها ميافشاندند.فرخی گفته است:

فرخش باد  و خداوند  فرخنده  کناد          عيد فرخنده و بهمنجه و بهمن ماه

چنانچه از عبارت ابوريحان و اسدی طوسی بر می آيد بهمن نيز اسم گياهی است که مخصوصا در جشن بهمنجه خورده ميشد در پزشکی هم اين گياه معروف است و آن بيخی است سفيد رنگ يا سرخ مثل زردک(به نظر منظور هويج است)

اما در ترجمه خرده اوستا  می نويسد :در جشن بهمنگان بمناسبت اينکه امشاسپند بهمن در جهان مادی نگهبان چهار پايان سودمند است از گوشت خوردن پرهيز می کنند. مقايسه کنيد با عيد قربان در فرهنگ امروزه که برگرفته از فرهنگ اعراب است .اصولا ايرانيان بر خلاف ديگر ملل در جشنها و مراسم خود از قربانی کردن و خونريزی پرهيز می کردند و اين رسوم مخصوص روميان و سامی نژادان می باشد .در هر صورت عيد قربان و جشن بهمنگان بر تمامی ايرانيان فرخنده باد و به اميد روزی که تمام ايرانيان  هويت اصلی و پاک خود را باز شناسند.

پاينده ايران 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/10/26ساعت 9:13  توسط احسان  | 

کوروش

 

                           

كورش بزرگ

الگو و پدر صلح و حقوق بشر جهان

 

به راستي تا كنون به اين موضوع انديشه ايد كه چرا شخصيتي مانند كورش كه جهان دربرابر بزرگي او شگفت زده است و مشهورترين مورخين - باستان شناسان و خاورشناسان دنيا از او به نام ابر مرد تاريخ جهان ياد كرده اند چرا تا كنون اسمي از او در ايران برده نشده است ؟ يا هيچ حركتي كه شايسته او باشد در جهان نشده است ؟ آيا ادامه راه اين شخصيت بزرگ جهاني نمي تنواند راه نجات ما باشد ؟ آيا عربيزه شدن ايران ما به همين دليل نبوده است كه نامي از كورش آورده نشود ؟

آيا براي ايران كه كورش را دارد و خود مهد حقوق بشر جهان بوده است - پسنديده است كه امروز دنيا ما را به نام مهد تروريست و خشونت و ناقض حقوق بشر خطاب كند ؟ كورش پدر ملتها - بزرگ قهرمان آن روزگار - سرور آسيا – كسيكه كه دشمن او را به نيكي ستايش كرد و او را نمونه يك شهريار والا ميدانست امروز كجاست ؟ فره وشي او را مي ستاييم و به همين جهت بر آن شدم گوشه اي از شخصيت اين ابر مرد جهاني را از چند كتاب جدا كنم و براي هم ميهنانم بياورم تا بدانند او در حد يك پيامبر براي ايران خدمت كرد و ايران يعني كورش و كورش يعني ايران . راه او راه جوانان آينده ايران است و هيچ شخصيت غربي و عربي نمي تواند براي ما ايرانيان بالاتر از او باشد :

 

افلاطون - قوانين 477 تا 347 پيش از ميلاد  :

 پارسيان در زمان شاهنشاهي كورش اندازه ميان بردگي و آزادگي را نگاه مي داشتند . از اينرو نخست خود آزاد شدند و سپس سرور بسياري از ملتهاي جهان شدند . در زمان او ( كورش بزرگ)فرمانروايان به زير دستان خود آزادي ميدادند و آنان را به رعايت قوانين انسان دوستانه و برابري ها راهنمايي ميكردند . مردمان رابطه خوبي با پادشاهان خود داشتند از اين رو در موقع خطر به ياري آنان ميشتافتند و در جنگها شركت ميكردند . از اين رو شاهنشاه در راس سپاه آنان را همراهي ميكرد و به آنان اندرز ميداد . آزادي و مهرورزي و رعايت حقوق مختلف اجتماعي به زيبايي انجام ميگرفت .

 

هرودوت تاريخ هرودو ت 484 تا 425 پيش از ميلاد :

 هيچ پارسي يافت نمي شد كه بتواند خود را با كورش مقايسه كند . از اينرو من كتابم را درباره ايران و يونان نوشتم تا كردارهاي شگفت انگيز و بزرگ اين دو ملت عظيم هيچگاه به فراموشي سپرده نشود .

كورش سرداري بزرگ بود . در زمان او ايرانيان از آزادي برخوردار بودند و بر بسياري از ملتهاي ديگر فرمانروايي مي نمودند بعلاوه او به همه مللي كه زير فرمانروايي او بودند آزادي مي بخشيد و همه او را ستايش مينمودند . سربازان او پيوسته براي وي آماده جانفشاني بودند و به خاطر او از هر خطري استقبال ميكردند .

 

گزنفون :

 ما در اين باره فكر كرديم كه چرا كورش به اين اندازه براي فرانروايي عادل مردمان ساخته شده بود . سه دليل را برايش پيدا كرديم . نخست نژاد اصيل آريايي او و بعد استعداد طبيعي و سپس نبوغ پروش او از كودكي بوده است .

كورش نابغه اي بزرگ - انساني والا منش - صلح طلب و نيك منش بود . او دوست انسانها و طالب علم و حكمت و راستي بود . كورش عقيده داشت پيروزي بر كشوري اين حق را به كشور فاتح نميدهد تا هر تجاوز و كار غير انساني را مرتكب شود . او براي دفاع از كشورش كه هر ساله مورد تاخت و تاز بيگانگان قرار ميگرفت امپراتوري قدرتمند و انساني را پايه گذاشت كه سابقه نداشت . او در نبردها آتش جنگ را متوجه كشاورزان و افراد عام كشور نمي كرد . او ملتهاي مغلوب را شيفته خود كرد به صورتي كه اقوام شكست خورده كه كورش آنان را از دست پادشاهان خودكامه نجات داده بود وي را خداوندگار مي ناميدند . او برترين مرد تاريخ - بزرگترين - بخشنده ترين - پاك دل ترين انسان تا اين زمان بود .

 

كورش - تورات :

 

خداوند درباره كورش مي گويد كه او شبان من است و هر چه او كند آن است كه من خواسته ام . منم خداوند  كه او  (كورش ) را از جانب مشرق بر انگيختم تا عدالت را روي زمين برقرار كند . من امتها را تسليم وي ميكنم و او را بر پادشاهان سروري ميبخشم و ايشان را مثل غبار به شمشير وي و مانند كاهي كه پراكنده شود به كمال او تسليم مي كنم . من كورش را به عدالت بر انگيختم و تمامي راهها را در پيش رويش استوار خواهم ساخت . منم كه شاهين خود را ( كورش ) را از جانب مشرق فرا خواندم و دوران عدالت را نزديك آوردم . خداوند كورش را برگزيد و فرماندار جهانش كرده است . بازوي او را بر كلدانيها فرو خواهد آورد و راه او را هموار خواهد ساخت . در سال اول سلطنت كورش پادشاه پارس كلام خدا كامل شد . خداوند روح كورش پادشاه پارس را برانگيخت تا در تمامي سرزمينها خود فرماني صادر كند كه ( يهوه ) خداي آسمانها تمام ممالك زمين را بر من داده است و امر داده است خانه براي او در اورشليم بنا كنم .

 

 ديودور سيسيلي:

3000 شتر از شوش آورده شد تا اسكندر طلاها و خزانه پادشاهي ايران را كه كورش بزرگ آنرا بنا نهاده بود را تخليه كنند .

 

 بر گرفته از : www.ariarman.com

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/10/09ساعت 8:42  توسط احسان  |