ذوالقرنین ...

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
آیه 1. و يسئلونك عن ذى القرنين قل ساتلوا عليكم منه ذكرا
و از تو، درباره «ذو القرنين» مىپرسند در پاسخ ايشان بگو: بزودى، سرگذشت او را، براى شما بازگو خواهم كرد.
آیه 2. انا مكنا له فى الارض و اتيناه من كل شىء سببا
ما او را در روى زمين قدرت و حكومت داديم و اسباب هر چيز را در اختيارش گذاشتيم.
آیه 3. فاتبع سببا
ذو القرنين از اين اسباب، پيروي و استفاده كرد
آيه 4. حتى اذا بلغ مغرب الشمس وجدها تغرب فى عين حماة و وجد عندها قوما قلنا يا ذا القرنين اما ان تعذب و اما ان تتخذ فيهم حسنا
تا به غروبگاه آفتاب رسيد. در آنجا چنين در نظرش مجسم شد كه خورشيد در چشمه يا دريايى تيره و گلآلود فرو مىرود و در آنجا مردمى را ديد. گفتيم:اى ذوالقرنين، آيا ميخواهي «آنان» را مجازات كني، و يا روش نيكويي در مورد آنها انتخاب نمايي.
آیه 5. قال اما من ظلم فسوف نعذبه ثم يرد الى ربه فيعذبه عذابا نكرا»
ذو القرنين گفت: ما كسى را كه ستم ورزيده مجازات خواهيم كرد، سپس او به سوى پروردگارش باز مىگردد و خداوند او را مجازاتى شديد خواهد نمود.
آیه 6. واما من امن و عمل صالحا فله جزاء الحسنى وسنقول له من امرنا يسرا
و اما كسى كه ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد، پاداشى نيكوتر خواهد داشت و ما به فرمان خود، او را به كارى آسان واخواهيم داشت (یا دستور آسانی به او خواهیم داد).
آیه 7. ثم اتبع سببا
سپس بار ديگر از وسايلى كه در اختيار داشت استفاده كرد.
آیه 8. حتى اذا بلغ مطلع الشمس وجدها تطلع على قوم لم نجعل لهم من دونها سترا
همچنان به راه خود به طرف مشرق ادامه داد، در آنجا ديد كه خورشيد بر جمعيتى طلوع مىكند كه برايشان در برابر تابش آفتاب، هيچگونه پوشش و سايبانى قرار نداده بوديم
آیه 9. كذلك و قد احطنا بما لديه خبرا
آرى، کار ذوالقرنين اين چنين بود! و ما به خوبى از امكاناتی (= خبری) که پیش او بود، آگاه بوديم.
آیه 10. ثم اتبع سببا
باز از وسايلى كه در اختيار داشت استفاده كرد و به قصد سفر حركت نمود.
آیه 11. حتى اذا بلغ بين السدين وجد من دونهما قوما لا يكادون يفقهون قولا
همچنان راه خود را ادامه داد تا به ميان دو كوه (= سد طبیعی) رسيد و در كنار آن دو كوه، قومى را يافت كه هيچ سخنى را نمىفهميدند.
آیه 12. قالوا يا ذا القرنين ان ياجوج و ماجوج مفسدون فى الارض فهل نجعل لك خرجا على ان تجعل بيننا و بينهم سدا
آن گروه به او گفتند: اى ذو القرنين، طايفه ياجوج و ماجوج در اين سرزمين فساد مىكنند، آيا حاضرى پولى از ما بگيرى و ميان ما و آنها سدى ايجاد نمايى؟
آیه 13. قال ما مكنى فيه ربى خير فاعينونى بقوة اجعل بينكم و بينهم ردما.
ذو القرنين در پاسخ آنان گفت: آنچه پروردگارم به من در آن تمكّن داده، [از كمك مالي شما] بهتر است. مرا با نيرويي [انساني] ياري كنيد [تا] ميان شما و آنها سدي استوار قرار دهم.
آیه 14. اتونى زبر الحديد حتى اذا ساوى بين الصدفين قال انفخوا حتى اذا جعله نارا قال اتونى افرغ عليه قطرا
قطعات بزرگ آهن برايم بياوريد (و آنها را روي هم بچينيد) تا وقتي كه كاملاً ميان دو كوه را پوشانيد، گفت: (در اطراف آن آتش بيفروزيد، و) در آن بدميد تا قطعات آهن را سرخ و گداخته كرد، و گفت: « (اكنون) مس مذاب برايم بياوريد تا روي آن بريزم
آیه 15. فما اسطاعوا ان يظهروه وما استطاعوا له نقبا
[در نتيجه، اقوام وحشي] نتوانستند از آن [مانع] بالا روند و نتوانستند آن را سوراخ كنند
آیه 16. قال هذا رحمة من ربى فاذا جاء وعد ربى جعله دكاء و كان وعد ربى حقا
ذو القرنين در پايان كار سد گفت: اين سد خود نعمت و رحمتى از پروردگار من است، و[لي] چون وعده پروردگارم فرا رسد، آن [سد] را درهم كوبد، و وعده پروردگارم حق است.
آیاتی چند از سوره کهف به زندگانی ذوالقرنین می پردازد.
برگرفته از سایت : http://zulqarnain.persianblog.ir









