تبليغاتX
ايران باستان

ايران باستان

بنام اهورا مزدا

نوروزتان پیروز

 

نوروز _ زيبا ترين جشن در آيين زرتشت


جشن نوروز بزرگترين ، برجسته ترين ، ويژه ترين و باشكوه ترين يادگار ايرانيان از روزگار باستان تا به امروز است. بيشترين ارزش اين جشن را ميتوان در آن دانست كه با پشت سر گذاشتن فراز و نشيبهاي گوناگون چون كوهي استوار از هجمه ها و حمله هاي يونانيان ، تركها ، مغولها و اقوام وحشي عرب جان به در برده و با روح و احساس مردم اين سرزمين چنان سرشته شده است كه همه ساله در ژرفاي دل و جان و روان خود چشم به راه فرا رسيدن آن هستند.

طبق عقايد زرتشتيان ماه فروردين به " فراوشي " اشاره دارد و دنياي مادي را در آخرين روزهاي سال دچار تحول ميكند.
جشن نوروز از رسوم باستاني و ملي ايرانيان ميباشد. جزييات چگونگي اين جشن تا دوره هخامنشيان بر ما پوشيده است. در اوستا كتاب مقدس زرتشتيان نيز هيچ اشاره اي به آن نشده است. تنها اطلاعات اندكي مربوط به دوره ساسانيان در اين باره وجود دارد.

 

اي اهورامزدا

تو را سپاس ميگوييم

و تو را به نيايش مي ايستيم

و با تمامي انديشه هاي نيك

و با تمامي گفتارهاي نيك

و با تمامي كردارهاي نيك

به تو نزديك ميشويم.

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/12/28ساعت 14:1  توسط احسان  | 

آداب چهارشنبه سوری

 

 

 

 

 يکي از سنت هاي باستاني ايرانيان برگزاري جشن چهارشنبه سوري بوده که شب چهارشنبه آخر هرسال، ايرانيان در همه شهرها با برپايي آتش، مراسم باشکوهي برگزار مي کردند. اين آيين از آن جهت به غروب آخرين سه شنبه (شب چهارشنبه) موکول شده است که زرتشت، با رسيدگي حساب هاي گاهشماري به تنظيم و تدوين دقيق تقويم توفيق يافت و آن سالي بود که تحويل سال به سه شنبه اي مصادف شد که نيمه آن سه شنبه تا ظهر، جزئي از سال کهنه و نيمه بعدازظهر جزو سال نو به حساب آمد و چون آغاز هر روز را در نيمه شب همان روز مي دانستند، بنابراين فرداي آن سه شنبه را نوروز شناختند و شبش را جشن گرفتند و آتش افروختند و از آن پس آن شب را چهارشنبه سوري قرار دادند. به يک عقيده ديگر ايرانيان مراسم آتش افروزي در آستانه سال نو را پس از قبول اسلام، در آخرين چهارشنبه سال قرار داده اند، تا از عقيده اعراب پيروي کرده باشند که روز چهارشنبه يا يوم الاربعا» را شوم و نحس مي دانستند. درمورد وجه تسميه «چهارشنبه سوري» عقيده دارند، به مناسبت آتش افروزي، آن شب را «سور» (سرخ) ناميده اند. در مطلب زير که بررگفته از کتاب فرهنگ مردم است آداب چهارشنبه سوري آمده است.


آداب چهارشنبه سوري


آداب اصلي چهارشنبه سوري در سراسر مناطق ايراني نشين يکي است ولي در برخي از شهرها سنت هاي کوچکي به آن اضافه شده و بر شيريني و زيبايي آن افزوده است; اين آداب و سنت ها به طور خلاصه چنين است: 

-  آتش افروزي: زيباترين و قديمي ترين آداب مربوط به چهارشنبه سوري، برافروختن آتش و جستن از روي آن است. اين کار عصر سه شنبه آخرسال که فردايش چهارشنبه است انجام مي شود. بايد اشاره کرد که تمام آداب و سنت هاي چهارشنبه سوري، در شب چهارشنبه آخر سال برگزار مي گردد. آتش را در حياط خانه و يا در کوچه و يا يک ميدان باز و با گذاردن سه کپه (بوته) روشن مي کنند و در حين جستن از روي آن مي خوانند: «زردي من از تو/ سرخي تو از من» به اين معنا که بيماري ها و ناخوشي ها را به دور مي ريزم و سلامتي و تندرستي تو را در خود مي گيرم. پس از سوختن بوته ها، خاکستر باقيمانده را جمع مي کنند و کنار ديوار مي ريزند و کسي که خاکستر را بيرون ريخته بايد در بزند و از درون خانه از او بپرسند: «کيه؟» و او جواب بدهد: «منم.» بعد از او بپرسند: «از کجا آمده اي؟» و او جواب دهد: «از عروسي.» سپس از او بپرسند: «چه آورده اي ؟» و او بگويد: «تندرستي.» 

-  کوزه شکني: يکي ديگر از مراسم مخصوص چهارشنبه سوري آن بوده که کوزه کهنه اي را برمي داشتند و در آن مقداري نمک و ذغال و سکه ده شاهي مي انداختند و هر يک از افراد خانواده يک بار کوزه را دور سر مي چرخاند و نفر آخري آن کوزه را از پشت بام، به کوچه مي افکند و مي گفت: «درد و بلاي ما بره توي کوزه و بره توي کوچه.»

-  فالگوش: از ديگر مراسم مربوط به چهارشنبه سوري، فالگوش ايستادن است; بدين معني که کساني که حاجتي دارند، نيت مي کنند و سر چهارراه يا در معبري فالگوش مي ايستند و به حرف نخستين عابري، که از کنارشان مي گذرد توجه مي کنند و هر کلام که از دهان او درآيد در استجابت مراد خود به فال بد يا خوب مي گيرند، اگر گفته عابري موافق با آرزوي صاحب حاجت باشد آن آرزو را برآورده شده مي دانند. بعضي ها به جاي رفتن به چهارراه و معابر، اين کار را در پشت در اتاق هم انجام مي دهند و نخستين سخني که از پشت در اتاق شنيدند را به فال بد و يا خوب در اجابت حاجتشان فرض مي کنند.

-  آجيل چهارشنبه سوري: رسمي که از قديم در ايران متداول است، تهيه و خوردن آجيل چهارشنبه سوري است. اين آجيل شور و شيرين، مانند آجيل مشکل گشاست; يعني علاوه بر مواد اصلي بو داده شور و شيرين، مانند آجيل، برگه هلو و زردآلو، قيسي، کشمش سبز، مويز، باسلق، پسته و بادام، فندق بو نداده، نقل، شکر، پنير، و مغز گردو هم اضافه مي کنند. تهيه اين آجيل را براي استجابت يک مراد نذر مي کنند. خوردن اين آجيل در شب چهارشنبه سوري، به اعتقاد مردم باعث شگون و خوش يمني است. 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/12/24ساعت 8:43  توسط احسان  | 

اعتراض به نصب تندیس اسکندر در عراق

 

 

 

 

 

 

خطاب به:

وزیر امور خارجه ایران و سفیر فرهنگی ایران در یونسکو

 


جای تأسف است که فراموشی و غفلت ما ایرانیان و سپس بی توجهی عذاب آور مقامات کشورمان در رابطه با فرهنگ و تمدن ایران پیش از اسلام باعث شده که هر روز شاهد یک توهین تازه در شکل های مختلف از سوی کشورهای مختلف باشیم...

 

آری...ملتی که به خویشتن احترام نگذارد، دیگران هم به او احترام نخواهند گذاشت!

 

اوایل بهمن ماه سال جاری وزیر امور خارجه یونان در گفتگو با همتای عراقی خود، تصمیم گرفته اند که در راستای تسهیل روابط سیاسی و فرهنگی یونان و عراق(!)مجسمه ای از اسکندر مقدونی در شهر موصل(اربیل)، جایی که اسکندر به عمر نخستین امپراتوری متمدن جهان پایان داد، نصب شود.


نخست مجسمه ی تائیس، آن فاحشه ی آتنی که اسکندر را تحریک کرد تا برای جاودان کردن نام خود پارسه را به آتش بکشد...و امروز تندیس مردی که با شمشیر و اسب افسارگسیخته خود فرهنگ و تمدن ده ها قوم را دستخوش غارت و تاراج و انهدام کرد.شگفتا! با آن که خود یونانی ها زخم خورده ی حملات اسکندر ددمنش بودند، امروز برای او تندیس و لوح یادبود می سازند و تمدن کهن خود را در وجود چنین شخصی متبلور می یابند!


تغییر نام خلیج فارس در نشنال جیوگرافی،تصاحب و تصرف نام آوران دانش و فرهنگ و ادب ایرانی توسط کشورهای مختلف،ساخت فیلم های تبلیغاتی همچون الکساندر و ٣٠٠،حذف تمدن ایرانی از فهرست کتب درسی دانش آموزان و دانشجویان غربی و بالاخره نادیده گرفتن فرهنگ و تمدن دیرینه ایران در تمام ابعاد آموزشی...این ها تنها گوشه ای از تجاوزاتی بود که توسط بیگانگان به فرهنگ ماتنها در چند سال گذشته صورت گرفته و چه بسا این روند همچنان ادامه دارد...!

بدین ترتیب ما ایرانیان رسما مراتب اعتراض خود را به وزیر خارجه یونان و نیز مقامات فرهنگی یونان و عراق اعلام می داریم و از مقامات ایران خواهشمندیم که اعتراض ملت ایران را به گوش مقامات عراق برسانند...

هم اکنون مطلبی را از یک منبع معتبر و اتفاقا مورد قبول یونانی ها نقل می کنم که بیانگر تمام حقیقت درباره نخستین امپراتوری جهان و احترام آن به ارزش های بزرگ بشری همچون دموکراسی و حقوق بشر تا واپسین لحظات حیات خود بود:


خبر نبرد اربل که در پایان سال دوم صد و دوازدهمین المپیاد(٣٣١) به وقوع پیوست، در سال بعد به یونان رسید.بسیاری از شهرهای یونانی(...)با شنیدن این خبر بر آن شدند که برای حفظ استقلال مورد تهدید خود دست به تلاش هایی بزنند(...).آنها بر این باور بودند که اگر بگذارند که ایرانیان کاملاً از پای درآیند،یونانیان دیگر نمی توانند آزادی خود را حفظ کنند.


دیودوروس سیسیلی،کتاب هفدهم،بند ۶٢

نویسنده: داریوش

 

لینک اعتراض :

http://www.persianpetition.com/Sign.aspx?id=26407820-7224-41e9-b4e6-04742383e150

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/12/12ساعت 13:13  توسط احسان  |